السيد الطباطبائي
47
مجموعه رسائل ( فارسى )
رياضتهاى جانفرسا و بسيار سخت و گذشت زمان طولانى بدان رسيدهاند در روزگار ما همچون لقمهاى شده است كه همه خاص و عام آن را مىجوند ! و آنچه را كه افشاى آن مايه ريخته شدن خون بزرگان مىگشت در روزگار ما آنچنان رايج و شايع شده است كه خورشيد نيمروز در وسط آسمان را مىماند ! چكيدهء سخن اينكه آنچه را كه كاملان تنها با پيمودن مراحل و سير منازل و خلع نعلين كردن و فانى گشتن از دو قوهء وهم و عقل و دو گام ( عقل نظرى و عقل عملى ) و با تحمل رنج و تعب و دشوارىهاى بسيار بدان دست مىيابند ، همه اين اسرار را در اين روزگار از بند نعلِ ايشان مىشنوى ! و رقائق حقايق را با دام و تور عقل و وهم شكار مىكنند ( يعنى همه مىتوانند تور بيندازند ، تور ادراك و دام عقل را ، و همه اين حقايق مختلف و پراكنده را يكجا شكار كنند ! ) . شخص فرزانه و خردمند با دو قوه عقل و وهم و با ترتيب مدركات اين دو قوه و از يُمن و بركت اين روزگار به اين اسرار دست مىيابد و همچون درك روشنترين يقينيات و رسيدن به بديهىترين بديهيات به دريافت رازهاى نهان نائل مىگردد ! اين ترجمه آزاد كه از عبارتهاى ابن تركه ارائه نموديم مشتى است از خروار و نمونهاى است گويا كه هم دشوارى مسئله توحيد و هم بلنداى انديشه حكيمان و عارفان اسلامى را نمايان مىسازد و در عين حال گزارشى است از زمانه و روزگار مؤلف و شكوه و انتقادى است از بازارى شدن و عاميانه گشتن معارف بلند حكمى و عرفانى كه دستهاى سر نتراشيده ادعاى قلندرى مىكنند و راه نرفته مدعى وصول به حقايق مىشوند و چه شباهت فراوانى است بين روزگار مؤلف و روزگار ما ! بگذريم كه سخن بسيار است و مجال اندك . بحث در دشوارى و عمق مسئله توحيد و جايگاه رفيع و بىمانند آن در انديشه و جهانبينى اسلامى بود پيرامون دشوارى مسئلهء توحيد و ژرفاى آن در همين كتاب تمهيد القواعد در موضعى ديگر چنين آمده است :